اي غايب از نظر به خدا مي سپارمت
دسامبر 13, 2007
اي غايب از نظر به خدا مي سپارمت
جانم بسوختي و به جان دوست دارمت
تا دامن كفن نكشم زير پاي خاك
باور نكن كه دست زدامن بدارمت
امروز كه عزم رويش دارم كاش مي شد بذر شوم و خود را در خاك پايت پنهان كنم ، و تا به آبي ترين نقطه هستي بالا روم . هر وقت كه روشنايي دعا را در تيرگي دلم مي كارم ، بهاران آرام آرام در برگ هايم مي خزد و ساقه هايم عاشقان هتو را فرياد مي زنند . و غروب هر جمعه كه عطر تو در كوچه پس كوچه هاي غبار آلودم مي پيچد ، كوچه هاي خاك گرفته دلم از بوي خوشت عطراگين مي شود . آقاي من به زلال اشك هايم قسم در كوچه هاي غمين و غريب روزگار تنها در هواي آينده روشن انتظار نفس مي كشم …
و ظهورت را به انتظار نشسته ام …
به نقل از نشريه موعود
![]()
Entry Filed under: انتظار. .
Trackback this post | Subscribe to the comments via RSS Feed