گفتوگوي شيطان و فرعون
روايت شده كه شيطان، به درگاه فرعون آمد، و در را كوبيد، فرعون گفت: كوبنده در كيست؟شيطان گفت: اگر خدا بودي، ميفهميدي چه كسي در را ميكوبد. فرعون گفت: اي ملعون داخل شو. شيطان گفت: ملعوني بر ملعوني وارد ميشود، پس داخل شد، فرعون به او گفت: چرا بر آدم سجده نكردي تا رانده درگاه خدا و مورد لعن خدا واقع نشوي؟ در جواب گفت: چون مانند تو در صلب آدم بود. فرعون به او گفت: آيا بدتر از من و خودت بر روي زمين سراغ داري؟ شيطان در جواب گفت: انسان حسود از من واز تو بدتر است. چون حسد عمل نيك انسان را ميخورد، همچنان كه آتش هيزم را ميخورد
Add comment ژانویه 6, 2008
آخرین زنگ دنیا
خدا می داند آخرین زنگ دنیا كی می خورد وخدا می داند كه یك ضرب قبولی یا روفوزه، ولی آن روز كه آخرین زنگ دنیا خورد دیگر نه می شود تقلب كرد، نه دم كسی را دید. آن روز فقط توئی و كارنامه ات و معدل و نگاه و نیتت و دست و زبانی كه علیه ات شهادت می دهند: «یوم تشهدعلیهم السنهم وایدیهم و ارجلهم بماكانواتعملون»
و آن روز تازه می فهمی كه دنیا با همه بزرگی اش ازجلسه امتحان نهایی كلاس پنجمت هم كوچكتر بوده و می بینی كه كنار هر لحظه ات فرشته هایی ممتحن بودند كه هر چه می نوشتی، می نوشتند و آن موقع است كه می فهمی هرنیت تو امتحانی بوده و هر قدمت نمره ای.«وفان علیكم لحافظین كراماً كاتبین یعلمون ماتفعلون»خدا كند آن روز كه آخرین زنگ دنیا می خورد، روی تخته سیاه قیامت اسم تورا جزو خوبها بنویسند و جلو اسمت هزارتا ستاره و صدآفرین بگذارند. خدا كند حواست بوده باشد و زنگهای تفریح توی حیاط نمانده باشی كه حیات یادت رفته باشد! خدا كند دفتر زندگی ات را جلد كرده باشی و تكلیف آدم بودنت را روی صفحه هایی از ابدیت نوشته باشی كه دنیا چرك نویسی بیشتر نیست: «و ما هذه الحیوة الدنیا الالهو و لعب و ان الدارالاخره لهی الحیوان لوكانوایعملون.»خدا می داند آخرین زنگ دنیا كی می خورد آن وقت است كه می فهمی زندگی عجب سؤال سختی بود، سؤالی كه یك بار بیشتر نمی توان به آن جواب داد. سؤالی كه اگر به آن دل ببندی، جوابش یادت می رود. همان جوابی كه شبیه درد و دغدغه ای است؛ دردی به شكل تقوا و دغدغه ای به نام انسانیت.
Add comment ژانویه 6, 2008
حضرت علی علیه السلام میفرمایند
حضرت علی علیه السلام میفرمایند:
هرکس گرفتاریها و مصیبتهای خود را بزرگ بداند ؛ خداوند او را به مصیبتهای بزرگتر مبتلا گرداند.
Add comment ژانویه 6, 2008
نهج الفصاحه
مِنْ اَشْراطِ اَلسّاعَةِ الفُحْشُ وَ التَّفَحُّشُ وَ قَطيعَتُ الرَّحِمَ ،وَ َتخْوينُ الأمينِ ، وَإيتمانُ الخائِنِ .از نشانه هاي نزديك شدن رستاخيز دشنام گويي و زشت كرداري و گسستن از خويشاوندان و برچسب خيانت زدن به امانت داران و امانت دار پنداشتن و امانت دار جازدن خيانت كاران است .
Add comment دسامبر 13, 2007
نهج البلاغه خطبه 155
ستايش خداوندي را سزاست كه تمامي صفت ها از بين حقيقت ، ذاتش درمانده . و بزرگي او عقل ها را طرد كرده است ، چنانچه راهي براي رسيدن به نهايت ملكوتش نيابد . او خداي حق و آشكار ، سزاوارتر و آشكار تر از آن است كه ديده ها مي نگرند . عقل ها نمي توانند براي او حدي تعيين كنند ، ت همانندي داشته باشد ، و انديشه و اوهام نمي توانند براي او اندازه اي مشخص كنند تا در شكل و صورتي پنداشته شود .
Add comment دسامبر 13, 2007
اي غايب از نظر به خدا مي سپارمت
اي غايب از نظر به خدا مي سپارمت
جانم بسوختي و به جان دوست دارمت
تا دامن كفن نكشم زير پاي خاك
باور نكن كه دست زدامن بدارمت
امروز كه عزم رويش دارم كاش مي شد بذر شوم و خود را در خاك پايت پنهان كنم ، و تا به آبي ترين نقطه هستي بالا روم . هر وقت كه روشنايي دعا را در تيرگي دلم مي كارم ، بهاران آرام آرام در برگ هايم مي خزد و ساقه هايم عاشقان هتو را فرياد مي زنند . و غروب هر جمعه كه عطر تو در كوچه پس كوچه هاي غبار آلودم مي پيچد ، كوچه هاي خاك گرفته دلم از بوي خوشت عطراگين مي شود . آقاي من به زلال اشك هايم قسم در كوچه هاي غمين و غريب روزگار تنها در هواي آينده روشن انتظار نفس مي كشم …
و ظهورت را به انتظار نشسته ام …
به نقل از نشريه موعود
![]()
Add comment دسامبر 13, 2007
مولانا
اندر طلب دوست همي بشتابم
عمرم به كران رسيد و من در خوابم
گيرم كه وصال دوست در خواهم يافت
اين عمر گذشته را كجا دريابم
مولانا
Add comment دسامبر 13, 2007
نقطه رنگپریده آبی
نقطهی رنگپریدهی آبی Pale Blue Dot ، نام و لقب عکس مشهوری است که به وسیله کاوشگر فضایی “ویجر یک” از زمین گرفته شده است. عکسی که از فاصله بیش از 6 میلیارد کیلومتری از زمین گرفته شده است.
در این عکس زمین تنها 12 صدم پیکسل اندازه دارد
“ما موفق شدیم که این عکس را از عمق فضا بگیریم و اگر شما به آن نگاه کنید یک نقطه میبینید و درست کوچکی زمینی را که آنقدر بزرگ میپندارید؛ درک خواهید کرد. به آن نقطه بار دیگر نگاه کنید، آنجاست، آنجا خانهی ماست. ما آنجاییم هر کسی که دوست داریم، هر کسی را که میشناسیم، هر کسی که از او تا به حال شنیدهایم، هر انسانی که تا به حال زیسته است، روی همین نقطه به سر برده است.مجموع همه خوشیها و رنجهای ما، هزاران آموزهی اقتصادی، مذهبی و نظریههای راست و دروغ، هر شکارچی و کاوشگری، هر قهرمان و بزدلی، هر آفریننده و نابودکنندهی تمدنی، هر ارباب و رعیتی، هر کودک امیدواری، هر مادر و پدری، هر مخترع و مکتشفی، هر معلم اخلاقی، هر سیاستمدار فاسدی، هر ابر ستارهای، هر رهبر عالیرتبهای و هر معصوم و گناهکاری در تاریخ نوع بشر روی همین نقطه غبارگونه معلق در پرتو آفتاب تجلی یافته و زیسته است. زمین جایگاه کوچکی در گستره بیکران گیتی است. به رودهای خونی فکر کنید که به وسیله ژنرالها و امپراتورها جاری شدند تا آنها بتوانند برای زمانی کوتاه، ارباب قسمتی از این نقطه شوند. به اعمال وحشیانهای فکر کنید که به وسیله ساکنان یک گوشه از این نقطه بر سر ساکنان یک گوشه دیگر اتفاق افتاده و به سختی قابل تحلیل بوده است.” از نظر من، این تصویر، بر مسؤولیت ما برای برخورد مهربانه و مشفقانه با یکدیگر تأکید دارد و یادآور میشود که این زمین تنها نقطهی کوچکی از جهان پهناور خداوند است و بهتر است کمتر به این نقطه دل بست تا نقطههای دیگر را نیز بتوان تجربه کرد….”
كارل ساگان(منبع:كتاب نيوز)
Add comment دسامبر 13, 2007
پيامبر صلىا… عليهوآله
پيامبر صلىا… عليهوآله :يَقولُ ا… عَزَّوَجَلَّ : اَلشّابُّ الْمُؤمِنُ بِقَدَرى الرّاضى بِكِتابى ، اَ لْقانِعُ بِرِزْقى ، اَلتّارِكُ لِشَهْوَتِهِ مِنْ اَجلى هُوَ عِنْدى كَـبَعْضِ مَلائِكَتىخداوند عزّوجلّ مىفرمايد : جوان معتقد به قضا و قدرم، خشنود به آنچه برايش مقدر كردهام ، قانع به روزىام و رهاكننده هوا و هوس به خاطر من ، در نزد من مانند يكى از فرشتگان من است
Add comment دسامبر 4, 2007
نقطه غليان تاريخ
گفته بودم چو بيايي غم دل با تو بگويم
چه بگويم كه غم از دل برود چون تو بيايي
قيام مهدي(عج) ، نقطه غليان تاريخ و شوك بزرگ تاريخي است كه عليه ستمگران جهان و براي گشودن راه تنفس بشريت محروم وارد مي شود و بر اساس روايات نه فقط راه تنفس ، بلكه ايشان راه تعقل را هم براي بشريت ، باز مي كنند . الهي مَنْ ذَا الَّذي ذاقَ حَلاوَةَ مَحَبَّتِكَ فَرامَ مِنْكَ بَدَلاً وَ مَنْ ذَا الَّذي اَنِسَ بِقُرْبِكَ فَبْتَغي عَنْكَ حِوَلاخداوندا ! كيست كه ساغر محبت از دست تو نوش كرد و حلقه بندگي ديگري در گوش كرد ؟!كدامين نرگس پاي نياز در چشمه تو شست و چشم شيفتگي به تو ندوخت ؟خدايا !كدامين كهكشان برگرد تو گشت و واله و حيران تو نگشت ؟عزيزا !كدامين نيلوفر آبي به عشق تو سر فرا آورد و جاذبه مهر تو ديد و به بركه گريخت ؟ معشوقا !كدامين انسان پيشاني عشق بر خاك ربوبيت تو ساييد و شيريني تو چشيد و دل به ديگري سپرد ؟ دلبرا ! كدامين پروانه ، شعله هاي ملتهب جمال تو ديد و به ظلمت پناه برد ؟ اميدا ! كدامين يوسف به عشق رؤياي تو آواره نگشت ؟
Add comment دسامبر 4, 2007